السيد الخميني
106
سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )
پس از تنزيه و تسبيح حقّ از ورود در حضرتش و تنزيه مقام مقدّسش از توصيف ، رفع حجاب سادس نما و تكبير بگو ؛ و اگر خود را لايق ديدى رفع حجاب هفتم كن ، كه لطيفهء سابعه است ، و الّا توقّف كن و باب احسان حقّ را بكوب و اعتراف به اسائهء خود از روى قلب كن و بگو : « يا مُحْسِنُ قَدْ أتاكَ الْمُسيء » « 1 » . و ملتفت باش كه در اين كلام صادق باشى و حقيقتاً قَرعِ باب احسان كنى و الّا بر حذر باش و از نفاق در محضر ذوالجلال بترس . و پس از آن ، رفع حجاب سابع كن و آن را به پشت سر افكن به رفع يد ، و تكبير احرام گو و خود را از غيرْ محروم دان كه داخل حرَم كبريا شدى ، پس بگو : وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ . . . « 2 » الى آخره . و بدانكه براى تو خطر عظيمى پيش آمده كه آن ، نفاق در اوّل عبادتْ در محضر عالم به سرّ و خفيات است . و اگر چون نويسندهء محجوب از هر كمال و معرفت و پابستِ علايق دنيا و حبّ نفس و سرگرم شهوت و غضبْ خود را از اين مقامات عارى ديدى ، خود را در محضر حق و ملائكهء مقرّبين رسوا مكن و به نقص و عجز خود اعتراف كن و از قصور و احتجاب خود در انفعال باش و با انكسار قلب و انفعال و خجلت وارد شو و اذكار را از لسان اولياء بگو كه خود لايق آن نيستى ، زيرا كه تا پشت پا بر خود و هر دو جهان نزنى ، در اين اقوال صادق نباشى ؛ و تا تسليم حقيقى بين يَدَىِ اللَّه نباشى ، مسلم نيستى ؛ و تا خود بينى ، از حدود شرك خارج نشدى ؛ و تا فانى مطلق نشوى ، نتوانى گفت : إِنَّ
--> ( 1 ) - « اى نيكويى كننده ، بدكار به سوى تو آمده است » . ( فلاح السائل ، ص 277 ، حديث 14 ؛ بحار الأنوار ، ج 81 ، ص 375 ، حديث 29 ) ( 2 ) - « رو به سوى كسى كردم كه آسمان ها و زمين راى آفريد . . . » . ( الأنعام ( 6 ) : 79 )